ذکر مصائب ورود سیدالشهدا علیهالسلام به کربلا
"آب زنید راه را هین که نگار میرسد" دختر مرتضی علی، فاطمهوار میرسد زانوی شاهزادهها هست ركاب محملش با چه شكوه و شوکتی کوه وقار میرسد هاشمیان به گرد او، فاطمیات پشت سر قامت عصمتش در این حصن و حصار میرسد دار و ندار فاطمه، گوهر ناب مصطفی به كـربـلا حسین با دار و نـدار میرسد خامس آل پنج تن، همره طفل شیرخوار زودتر از روز دهـم سـر قـرار میرسد شانۀ آسـمـانـیـان، محـمـل دخـتران شده چه نازدانه دختری به این دیار میرسد گرد و غبار این زمین تا نرسد به معجری بال فرشته از یمـین یا که یسار میرسد رونق کـار مـأذنـه، رکن شـباب هاشمی وارث هـیـبت نـبـی، یکّـهسوار میرسد "رونق باغ میرسد، چشم و چراغ میرسد" "عنبر و مشک میدمد" دولت یار میرسد وزیر اعـظـم حـسـین آیـۀ محـكم حـسین صاحب پرچم حسین آن جلودار میرسد آن سوی دیگر از زمین، نیزه و تیغ آبدار ارتش زمـهـریـرهـا چـند هزار میرسد رفت قرار ناگهان، از دل خواهر حسین در نظرش همه جهان تیره و تار میرسد پـرده کـنـار مـیرود، واقـعـۀ روز دهـم صحنه به صحنه از دل گرد و غبار میرسد "چاک شده است آسمان غلغلهایست در جهان" دید ز هر طرف غمی همچو شرار میرسد دید كه از جور فرس، چه استخوانها كه شكست نالـه و بـانگ قـاسـمِ لالـهعـذار میرسد حلقه زدند کوفیان دور حسین و اکبرش صدای طبل شادی و داد و هوار میرسد طفل به دست آسمان، بود و صدای خنده از لشكر شامیان بر این طرز شكار میرسد لحـظۀ تـلخ حـادثـه چکـمۀ نونـوار شمر همره کهنه خنجری سرکش و هار میرسد گوشه به گوشه آسمان سرختر از خون گلو پنجـۀ شمر و زلف او! آخرکار میرسد وقت نفس نفس زدن، زمان دست و پا زدن نـالـۀ «یا بُـنَیَّ» از گـوشه کنار میرسد "آب زنـید راه را"، مادر او به قـتـلگـاه با پر و بال زخمی و حالت زار میرسد گوش زمین و آسمان میشنود در آن زمان آه صـدای پـای آن چـنـد سـوار میرسد چشم حسین بسته شد، قوم هراس شد جسور موقع غارت از حرم، وقت فرار میرسد |